تپش / مقالات اعصاب و روان
آموزش بیمار · سلامت روان

سوگ یا افسردگی؛ بعد از فقدان عزیز چه زمانی کمک بگیریم؟

غم پس از فقدان طبیعی است، اما شدت، دوام، خطر و اختلال عملکرد ممکن است به حمایت یا ارزیابی افسردگی نیاز داشته باشد.

تهیه‌کننده: تیم پزشکی تپش · ۱ آبان ۱۴۰۵

موضوع از چه قرار است؟

سوگ می‌تواند موجی و همراه یادآوری فرد ازدست‌رفته باشد. افسردگی غالباً با بی‌لذتی فراگیر، احساس بی‌ارزشی یا ناامیدی پایدار همراه است. مرز این دو همیشه ساده نیست و برچسب شتاب‌زده مناسب نیست.

آنچه بیمار معمولاً نگرانش است

سوگ مسیر خطی و زمان‌بندی یکسان ندارد. ممکن است فرد در یک روز بخندد و روز دیگر با دیدن شیئی از عزیزش گریه کند. این نوسان لزوماً بیماری نیست. وقتی ناامیدی و بی‌ارزشی فراگیر، افت شدید عملکرد یا میل به مرگ پدید می‌آید، افسردگی و خطر باید جداگانه بررسی شوند.

ارزیابی و تشخیص

پزشک رابطه با فقدان، فرهنگ و حمایت خانواده، خواب و غذا، سابقهٔ بیماری، عملکرد و افکار آسیب به خود را می‌پرسد. بعضی افراد نیازمند حمایت سوگ‌اند و برخی هم‌زمان افسردگی قابل درمان دارند.

درمان و تصمیم مشترک

شنیدن بدون قضاوت و حمایت عملی مهم است. اگر افسردگی تشخیص داده شود، انتخاب درمان به شدت و ترجیح فرد بستگی دارد؛ دارو قرار نیست خاطره یا غم طبیعی را پاک کند.

جزئیات تصمیم درمانی

پرسش دربارهٔ فرهنگ، مناسک سوگواری و کیفیت حمایت مهم است؛ «فراموشش کن» یا فشار برای برگشت فوری به کار می‌تواند رنج را بیشتر کند. حمایت اجتماعی، گفت‌وگوی امن و رسیدگی به خواب و تغذیه مفیدند. اگر افسردگی هم‌زمان تشخیص داده شود، روان‌درمانی یا دارو متناسب با شدت مطرح می‌شود.

زمان مراجعهٔ فوری

میل به مرگ همراه قصد یا برنامه، ناتوانی شدید در مراقبت از خود یا نشانه‌های روان‌پریشی نیازمند کمک فوری است.

پیگیری و اقدام عملی

زمان‌های دشوار سال و منابع حمایتی را پیشاپیش شناسایی کنید.

در زندگی روزمره

تفاوت میان آرزوی دیدار دوبارهٔ فرد ازدست‌رفته و فکر مشخص آسیب به خود نیازمند پرسش آرام و مستقیم است. اگر خطر فوری وجود دارد، فرد را تنها نگذارید و کمک اورژانسی بگیرید. برای روزهای حساس مانند سالگرد، از پیش یک برنامهٔ حمایتی و فرد قابل تماس مشخص کنید.

نکته‌های تکمیلی برای بیمار و خانواده

بعضی افراد از ترس اینکه «ضعیف» به نظر برسند کمک نمی‌خواهند و بعضی دیگر تصور می‌کنند غم باید طبق تقویم تمام شود. هیچ‌کدام مبنای خوبی برای مراقبت نیست. اگر سوگ زندگی را فلج کرده، حمایت حرفه‌ای می‌تواند به تنظیم فعالیت، خواب و روابط کمک کند بی‌آنکه پیوند با عزیز ازدست‌رفته نفی شود. دربارهٔ افکار مرگ با زبان روشن صحبت کنید؛ درمانگر میان آرزوی دیدار، ناامیدی و قصد مشخص آسیب تفاوت می‌گذارد. فشار خانواده برای مصرف یا قطع دارو نباید جای ارزیابی فردی را بگیرد.

۲۰ پرسش رایج مرتبط

این پرسش‌ها شما را به مقالهٔ مرتبط می‌رسانند. پاسخ فردی به شرح حال و ارزیابی متخصص نیاز دارد.

  1. آیا گریه بعد از فقدان عزیز بیماری است؟
  2. سوگ طبیعی چقدر طول می‌کشد؟
  3. چه زمانی بی‌لذتی بعد از فقدان نشانهٔ افسردگی است؟
  4. آیا احساس گناه پس از مرگ عزیز شایع است؟
  5. چرا بعضی روزها حالم بهتر و بعضی روزها بدتر است؟
  6. چه زمانی باید دربارهٔ فکر مرگ مستقیم سؤال کرد؟
  7. آیا داروی ضدافسردگی غم را پاک می‌کند؟
  8. کمک خانواده در روزهای اول چه شکلی مفید است؟
  9. اگر اطرافیان می‌گویند فراموش کن چه بگویم؟
  10. آیا ناتوانی در کار کردن بعد از فقدان نیاز به کمک دارد؟
  11. برای سالگرد و مناسبت‌ها چه برنامه‌ای بگذارم؟
  12. فرق آرزوی دیدار دوباره با قصد خودکشی چیست؟
  13. اگر خواب و غذا به‌شدت مختل شده چه کنم؟
  14. آیا صحبت کردن دربارهٔ خاطره‌ها کمک می‌کند؟
  15. کِی روان‌درمانی سوگ مطرح می‌شود؟
  16. آیا فرهنگ و آیین سوگواری در ارزیابی مهم‌اند؟
  17. اگر هم‌زمان افسردگی داشته باشم چه درمانی می‌گیرم؟
  18. چطور از فرد سوگوار بدون نصیحت حمایت کنم؟
  19. اگر نشانه‌های روان‌پریشی وجود داشته باشد چه کنم؟
  20. برای پیگیری، چه تغییرهایی را ثبت کنم؟

منبع راهنمای بالینی

https://www.nice.org.uk/guidance/ng222/chapter/recommendations

این متن برای آگاهی عمومی است و جای ارزیابی پزشکی یا روان‌پزشکی را نمی‌گیرد.

مطالب مرتبط

همهٔ مقالات سلامت روان · از تپش بپرس